تبلیغات
sprinco - آسمان را دریاب

sprinco
. صفحه نخست.............. ........ لیست مطالب .
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 مرداد 1390 به قلم سعید

نقطه شروع همه چی سخته از جمله نوشتن. نمیدونم برای بحث به این مهمی از کجا شروع کنم و چی بگم. از هر چی که شروع کنی جای بحث داره که چیزای مهم تری هم بود. بی وفایی و بی معرفتی آدمی در بعضی موارد حد و مرز نداره. از همین بی معرفتی شروع میکنیم.

 

فرض کنید (خدای نکرده) تصادف کنید. اصلا خودمو میگم. فرض کن تصادف میکنی. دکترا میگن استخوان های پات خرد شده و باید قطع بشه. مغزت ضربه دیده و در اثرش تو بیناییت مشکلی به وجود اومده. چندتا از دنده هات شکسته و به نخاعت آسیب وارد شده. در اثر برخورد با شیشه ماشین صورتت خراش برداشته و بالا چشمت باز شده دماغت شکسته. تو این شرایط وخیم حداقل چیزی که میخوای چیه؟ این همه چیز از دست رفته داری ولی روحت تو وجودت باقی مونده. شاید بهترین چیزی که میتونیم از پزشک بخوایم جانمونه. با معالجات جانمون نجات پیدا میکنه ولی مشکل همچنان باقیست. التماس دکتر می کنیم که پامونو قطع نکنه. با کلی هزینه و چند جلسه جراحی پا قطع نمیشه ولی برای همیشه بی حسه. ضایعه نخایی ایجاد شده باعث میشه دیگه نتونی راه بری ولی با کلی خرج دوا و دکتر میتونی رو پات و با کمک بایستی و با عصا در حد سرعت لاک پشت راه بری. یه چشمت نا بیناست و اون یکی روز به روز داره ضعیف تر میشه و حداقل به سایه مانندی که می بینی راضی میشه و از پزشکت تشکر میکنی که داری مثلا می بینی. آسیبی که صورتت دیده چهره ی زیباتو خراب کرده و کلی خرج میکنی و منت دکتر میکشی که چهرت رو بهت برگردونه و در اخر یک چهارم زیبایی اولیه رو داری و کلی خوشحالی از این.

 

از دکتری که پایی صرفا برای ایستادن رو برامون درست کرد روزی ده ها بار تشکر میکنیم و میگیم که این پارو از اون داریم. از طرفی کلی خرج کردیم واسه پامون. حالا در برابر کسی که پای دویدن و پرش و بازی، مفت مفت بهت داده چی میگی؟

بدون عصا تعادل نداری و نمی تونی رو پا بند بشی. به اونی که عصارو درست کرده و کسی که اون رو برات خریده چی میگی؟ حالا به اونی که تو 1سالگی بهت تعادل رو پا ایستادن و راه رفتن رو داد، چی میگی؟

 

سایه بدون رنگی که با یه چشم از دنیا می بینی رو مدیون چشم پزشکت هستی و کلی به قول معروف مخلصشی و مدیونش.حالا به اونی که دو تا چشم با کیفیت حدود 135 مگاپیکسل، با قابلیت ضبط یه عمر زندگی که در هر ثانیه چیزی حدود 200گیگا بایت اطلاعات از محیط میگیره و ذخیره میکنه، توانایی تشخیص چهره و منظره و از همه مهتمتر توانایی تشخیص خوب و بده رو داره، باتری لایف تایم که با چشم رو هم گذاشتن شارژ میشه و ... . در برابر خالق این چی میگیم؟

برای این که هر کی به شما نگاه میکنه حداقل نگه که "چه زشته"، کلی هزینه کردین و وقت صرف کردین و عذاب و درد کشیدین. سر آخر هم میگین این چهره رو مدیون فلان دکترم. به اونی که زیبا و پاک خلقتون کرده و زیبایی بی منت و خرج بهتون داده، چی میگین؟

 

فرض کنین تو یک شرایط سخت از کسی پول میخواین. با کلی رو انداختن و ضمانت و منت پول رو میگیرین به شرط این که موعد مقرر پسش بدین. به اونی که از وجود خودش وام بلاعوض رو بهمون داده و تنها انتظارش اینه که همون طور که پاک تحویلمون داده نگهش داریم، چقدر مدیونیم؟ چطوری ادای دین میکنیم؟ از روح ملکوتی خودمون چطوری نگه داری میکنیم که آلوده نشه؟

فرض کنید از یک نفر سرمایه میخوایم برای شروع کار. بعد از سالها همیشه بهش میگیم کلیه ثروتم رو از تو دارم فلانی. به اونی که سرمایه ای بنام عقل و شعور بهمون داده چی میگیم؟  اونی که به واسطه اعطای عقل کل زندگی رو مدیونشیم، از پس دینش چجوری بر میاییم؟

از معلمی که معرفت رو بهت یاد میده و بهت میگه چجوری فکر کنی چطوری تشکر میکنیم؟ به صاحب معرفت و منطق و اندیشه، چی میگیم؟

 

حالا فرض کنین پزشکی که جانمون رو نجات داده یا کسی که بهمون سرمایه داده و معلمی که خیلی چیزا ازش یاد گرفتیم یه چیز ساده ازمون بخواد. مثلا پزشکه بهمون بگه "عزیزم لطف میکنی قرصات رو سر وقت بخوری؟ برای خودت خوبه و هیچ خیر و شری واسه من نداره." یا اونی که سرمایه میلیاردی بهمون داده بگه "لطف میکنی از درآمد چند صد میلیونی سالانت 10هزار تومن به هم نوعات کمک کنی؟ واسه خودت خوبه و مالت برکت پیدا میکنه". در برابر درخواست بسیار کوچکی که به خاطر کار بسیار بزرگش از ما میخواد، سه راه داریم. یا بگیم چشم و اون کاری که میخواد رو با اشتیاق انجام بدیم چون میدونیم در برابر کاری که برامون کرده هیچه. یا بگیم باشه ولی اگه فلان اتفاق افتاد شرمنده میشم. یا هم رک بگیم نه و این کارو نمی کنم. عکس العمل دکتر و صاحب مال بعد این حرفا چیه؟ کوچکترین خطایی ازت سر بزنه حتی حاضر نمیشه روتو نگاه کنه چه برسه به این که ازش سرپیچی کنی و خلاف چیزی رو که بهت پیشنهاد داده انجام بدی. این کار یعنی نامردی و بی وفایی که هر کسی ازش متنفره.

 

اگه همون پزشک معالجت و یا اونی که بهت کمک کرده یا اصلا کارفرمای شرکتی که براش کار میکنی، یه فرصت بهت بده که خودت رو نشون بدی چی کار میکنی؟ برای تشکر از افرادی که مدیونشونی و یا فعلا به توجهشون نیاز داری چی میگی و چه عملی از خودت نشون میدی؟ مطمعنا هر کاری می کنی که طرفت ازت راضی باشه و بهت آفرین بگه. برای مثال تصور کنین تو شرکتتون یه سمینار برگزار میشه که اگه خودتو خوب نشون بدی درجت میره بالا و تحت تاثیر اون حقوقت و اعتبارت افزایش پیدا میکنه. در برابر این فرصت طلایی یا شیک می پوشی و با بهترین بیان و ادب کنفرانس میدی و یا با زیر شلواری میری رو سن و چرت و پرت میگی میای پایین. در برابر رئیست و همکارات مطمعنا سعی میکنی بهترین عملکرد رو داشته باشی. حالا در برابر فرمانروای هفت آسمون و تو یه جشن و مهمانی که میلیارد ها مهمان داره، چی میپوشی چطوری رفتار میکنی؟

 

شاید لباس هامون و رفتارمون تو کنفرانس شرکت بهتر باشه. چون اگه یه سوتی بدی و کردار مناسب نداشته باشی اخراجی. مشکل همین جاست. مشکل اینه که خدا اونقدری مهربانه و صبر داره که باعث شده بشر در طول تاریخ پر رو بشه و هر اشتباهی حتی به طور عمدی انجامش بده و یه جورایی در برابر صاحب جان و مال و همه چی خودمون گستاخ شدیم. میگه از 24 ساعتی که بهت دادم 5 دقیقه وقت بزار واسه من و نماز بخون، میگیم نمی خونم. میگیم سختمه. میگیم حوصله ندارم. میگه از 12 ماهی که بهت دادم، 11 ماه بخور و 1ماه نه. بعدش میگه نترس کمک میکنم گرسنه نشی و تشنگی حس نکنی. کلی هم برات مفیده. از لجش 11 ماه معمولی میخوریم و 1ماه مثل ... میخوریم. میگه بهت دست دادم و توانایی، لطف کن دست هم نوعت رو بگیر و بلندش کن. دستشو نمی گیریم که هیچ یدونه هم میزنیم تو سرش. میگه من صلاحت رو میدونم، از فلان کس دوری کن و به حرفش گوش نده. میریم همون کس رو می کنیم خدای خودمون و هر کاری که میگه انجام میدیم. میگه بهت فرصت میدم ثابت کنی وفاداری به من. میریم وفادار هاشو گمراه میکنیم و طریق وفا رو میبریم زیر سوال. میگه راه رو نشونت دادم، از این راه برو برس به هر چی میخوای. 180درجه برمیگردیم و راه میریم که خلاف حرفشو انجام بدیم. میگه دنیا رو برای تو درست کردم و تو اشرف مخلوقات زمینی. رفتاری نشون میدیم که در نظرش از حیوان هم بدتر میشیم و بهش افتخار میکنیم. میگه هر وقت از همه نا امید شدی بیا پیش خودم کمکت کنم. اول از خودش نا امید میشیم و به هر کس و ناکسی رو میندازیم. میگه هر چی بد کردی به کنار. توبه کن ببخشمت. میگیم خوب کردم و بازم میکنم.

 

آری مشکل مهربانیست و سوء استفاده و گستاخی و گمراهی.

شاید همه ما اینا رو میدونیم ولی اونقدر از راه دور شدیم که دیگه قطب نمای قطبمون از کار افتاده و سوی شمال الهی رو نمی تونیم تشخیص بدیم. اونقدر روح پاک رو آلودش کردیم که دیگه نمی تونیم حقیقت رو توش ببینیم. اونقدر گستاخی کردیم که افتخار شده برامون. اونقدر مریضیم که دیگه راه علاجی وجود نداره. ولی باید بدونیم که همیشه یکی داره صدامون میکنه که بیا کمکت کنم. کافیه فقط ندای حق رو بشنویم. کافیه از فرصتایی که بهمون میده استفاده کنیم. کافی حسش کنیم. کافیه همون جور که عاشقمونه، عاشقش باشیم.

 

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب ...

 




طبقه بندی: مطالب برتر،  فرهنگی،  عشق، 
برچسب ها: آسمان را دریاب، لطف الهی، ناشکری بشر، بی وفایی در برابر خدا،
SPRINCO


http://io.gamgos.net/activation/WL1QJFSD2KCFurhbT5Sc8XmbimCR8PiBbKgjkcwAAmyQlgHB8ujh3Q-c-c
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
دوستان ما
آمار سایت
بازدیدهای امروز : بار
بازدیدهای دیروز : بار
كل بازدیدها : بار
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
مطالب ما
GPS
قالب وبلاگ