تبلیغات
sprinco - انقلاب مشروطیت

sprinco
. صفحه نخست.............. ........ لیست مطالب .
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 8 مهر 1389 به قلم سعید

 

سلام دوستان.

تو این متن وضع عمومی بچه معدنی های ورودی 88 دانشگاه ارومیه رو به خدمتتون میرسونم.

در کل میشه اوضاع این روزای مارو با عنوان انقلاب مشروطیت یاد کرد. انقلاب از اونجا که هر کدوممون یه جورایی منقلب شدیم. و مشروطیت از اون جهت که اکثرا یه جورایی مشروط شدیم. یکی مستقیم و به معنای واقعی و یکی غیر مستقیم که اوضاش با مشروط واقعی خیلی فرق نداره.

همه یه تصمیمایی دارن برای ترمای بعدی.

یکی میگه بقیه ترما معدل الف میشم. یکی میگه از همین الان درس میخونم. یکی میگه دیگه شروع کردم. یکی میگه تازه خودمو پیدا کردم. یکی میگه با ورودی های 89 شروع میکنم. یکی میگه دیگه منو تو علوم و کشاورزی نمی بینین. یکی میگه تو فنی هم منو نمی بینین. یکی میگه اصلا منو تو دانشگاه نمی بینین. یکی میگه هر وقت منو گم کردین بیاین اتاق مطالعه. یکی میگه کتاب خانه مرکزی. یکی میگه کتاب خانه دامپزشکی. یکی میگه خونه میگیرم و درس میخونم. یکی میگه تو خوابگاه میخونم. یکی میگه تو کلاس یاد میگیرم. یکی میگه تو فرجه میخونم. ... (ادامه مطلب رو بخونید)

یکی میگه برای ارشد هم فکرایی دارم. یکی میگه برا دکترا برنامه دارم. یکی میگه برای بورسیه برنامه دارم. یکی برای انتخابات شورای صنفی برنامه داره. یکی میخواد رئیس شورا صنفی بشه. یکی تو فکر ریاست دانشگاهه. یکی میگه برای انتخابات شورای شهر برنامه دارم. یکی میخواد بره مجلس. یکی برای انتخابات دور 17 ام ریاست جمهوری برنامه داره. یکی میخواد پولدار بشه. یکی میخواد چرخ اقتصادی بشه و هی بچرخه و بچرخه. یکی میخواد سیاسی کاری نکنه و یه مهندس بی سر و صدا بشه. یکی میخواد سیاسی نشه و نظامی بشه. یکی تو فکر مدیریت جهانه. یکی میخواد رئیس سازمان ملل بشه. یکی میخواد چهره ماندگار بشه. یکی میخواد چهره خیلی ماندگار بشه. یکی میخواد چهره نشه ولی ماندگار بشه. یکی میخواد چهره بشه ولی ماندگار نشه. یکی میخواد نه چهره بشه و نه ماندگار، خودش باشه. یکی تو فکر اصلاح قانون اساسیه. یکی میگه مگه چند سال زنده ایم، بیخیال. یکی میگه سال 2012 همه چی نابود میشه، بزار حال کنیم. یکی میگه 2012 شایعه ای بیش نیست، مثل ... تلاش کنیم. یکی میگه درس بخونم و نخونم بیکارم. یکی میگه مخالفم. یکی میگه موافقم. یکی میگه بی طرفم. یکی میگه با طرفم. یکی میگه علم بهتر است یا ثروت؟. یکی میگه علم چون ... چون ... چون ... چون ... و چون . یکی میگه ثروت چون ... چون ... چون ... چون ... و چون. یکی میگه علم و ثروت ول کن عشقو بچسب. یکی میگه عشق هم جای خودش. اون یکی میگه تو نمیفهمی. همون یکی برمیگرده میگه تو نفهمی. اون یکی میگه نفهم هفت جد و آبادته. اون یکی میگه ... . طرفش میگه ... . میگه ... . میگه ... . میگه ... . و... . بعد زد و خورد اون یکی با این یکی و بعد 2 روز آشنی و بقیه امور.

 

در کل خواستم بگم هر کی فکرایی داره و از بس بعضی ها وضعشون خرابه که هزیان هم خیلی میگن. درجه بندی وضع خرابی هم فرق داره. از بالا شروع میکنم:

 

درجه 1) گروه اول که فکر کنم 1 نفر بیشتر نیست تو کل 2 ترم زیر 15 واحد پاس کردن.

درجه 2) گروه دوم که 7-8 نفری هستن باید برای بار سوم ریاضی1 بردارن. بعضی هاشون ترم پیش هم مشروط شدن و 7 الی 4 واحد هم مردودی دارن.

درجه 3) گروه بعدی از سد ریاضی 1 و2 گذشتن ولی گیر کردن تو سد استاتیک و فیزیک 1. یه بخشی شون مشروطهم شده که وضعشون خرابه. یه گروهی هم یه لطف نمره ریاضی 2 مشروط نیستن. ولی بازم وضعشون وخیمه.

درجه 4) بعضی ها نمیتونن 12 واحد رو پر کنن که اگه پر نشه حذف ترم میشن. برای پر کردن هم بدبخت نامه ای تنظیم میشه و که شاید بختشون باز بشه.

درجه 5) تو استاتیک موندن ولی فیزیکو قبول شدن. یا برعکس فیزیک نه استاتیک آره. البته بعضی ها از این گروه مشروط هم شدن.

درجه 6) ریاضی 2 موندن یا برای اولین بار میخوان بردارن.

درجه 7) اونایی که کلا قبول شدن ولی مشروطن.

درجه 8) اونایی که قبول شدن و با مشروط هم نشدن. البته لب مرز بودن. هست دانشجویی که قبول شده و بار معدل 12.1 مشروط نشده. فکر کــــــــــــن 12.1 .

درجه 9) اونایی که قبول شدن و با حاشیه امنیت بالا مشروط هم نیستن. ولی با اشتباه خودشون تو حذف و اضافه یا بد شانسی نمیتونن 20 واحد پر کنن.

درجه 10) قبول شدن و معدلشون حاشیه امنیت داره و به تعداد دلخواه واحد دارن. افرادی که یه جورایی انقلاب مشروطیت رو گذروندن و در حال پیشرفت اند.

 

همه افرادی که حائز شرایط درجه 1 تا 9 بودن چندین بار رفتن آموزش و بعد هیئت علمی گروه معدن. درجه های 1 تا 5 هم که دروغ نگم یه 30 باری رفتن و اومدن.

توای این رفت و آمدها هم یه بار نزدیک بود چند نفر جان به جان آفرین تسلیم کنن که با لطف جان آفرین جان ها تسلیم نشدن. ماجرای گیر کردن تو آسانسور 1 متر در 1متر با 6 نفر آدم که مثل ... دارن نفس میکشن و بیخیال بیخیال میخندن رو شاید شنیدین؟ اگه هم نشنیدین میتونید تو این آدرس بخونین. به قلم یکی از جانهایی که به جان آفرین تسلیم نشد. اینجا کلیک کنید (آخه یکی هم نیست بگه چرا ظرفیت آسانسور رو گذاشتین 400 کیلو. مگه نمیدونید ما 6 نفر میشیم 524.5 کیلو. جانمون اگه تسلیم جان آفرین میشد جوابگو کی بود؟ ها؟)  

تو گروه معدن و صحبت با اساتید که مشکلی نبود. خدا را شکر. مخصوصا جناب مهندس موسی زاده که واقعا خوب جواب میداد و راهنمایمون میکرد. دکتر امامعلی پور هم هر کاری که از دستش بر میومد برامون میکرد. فکر کنم جناب دکتر یه 50-60 تا نامه برای آموزش نوشت که کارمونو حل کنه.

ولی این آموزش رو نگو. اصلا آدم جرئت نمیکرد نزدیک بشه. ولی از روی اجبار میرفتیم. هی پاسمون میدادن. میگفتیم فلان کار رو تو سایت نمیتونیم بکنیم بر میگشتن میگفتن میتونید. دهنمونو باز میکردیم که نمیشه یه قیافه ای میگرفتن که از ترس میگفتیم ما غلط کردیم و خدافظ. تو همین چند روز بود که قدر خانم حلواچیان کارمند سابق بخش آموزش دانشکده فنی رو فهمیدیم. البته سایر کارمندا هم تقصیری ندارن. هر روز به هزاران نفر جواب یکسان دادن سخته. جوابهایی مثل نمیشه ، شاید شد ، شاید نشد ، به تو چه ، به ما چه ، به ... چه ، برو فردا بیا ، برو پس فردا بیا ، برو اصلا نیا ، من نمیذونم ، شاید شد ، شاید نشد ، اضافی حرف نزن ، دیگه نبینمت ها و ... .

خدا قوت. واقعا کار خیلی سختیدارین.

 

حرف آخر : انقلاب درونی برای همه و در هر شرایطی لازمه. مخصوصا انقلاب مشروطیت که میتونه آدمو برای آینده روشن پرورش بده. با آرزوی انقلاب مشروطیت هر چه زودتر برای همه.




طبقه بندی: مطالب برتر،  طنز،  دانشجویی، 
برچسب ها: بچه معدنی ها، انقلاب درسی، مشروط شدن، مردودی، وضع تحصیل، انقلاب مشروطیت،
SPRINCO


http://io.gamgos.net/activation/WL1QJFSD2KCFurhbT5Sc8XmbimCR8PiBbKgjkcwAAmyQlgHB8ujh3Q-c-c
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
دوستان ما
آمار سایت
بازدیدهای امروز : بار
بازدیدهای دیروز : بار
كل بازدیدها : بار
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
مطالب ما
GPS
قالب وبلاگ