تبلیغات
sprinco - شهریارا ...

sprinco
. صفحه نخست.............. ........ لیست مطالب .
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 10 خرداد 1389 به قلم سعید

توصیه می کنم بخونین. خیلی زیباست.

 

 

 

 

پیرم و گاهی دلم یاد جوانی می کند

بلبل شوقم هوای نغمه خوانی می کند

 

همتم تا می رود ساز غزل گیرد به دست

طاقتم اظهار عجز و ناتوانی می کند

 

بلبلی در سینه می نالد هنوزم کین چمن

با خزان هم آشتی و گل فشانی می کند

 

ما به داغ عشق بازی ها نشستیم و هنوز

چشم پروین هم چنان، چشمک پرانی می کند

 

نای ما خاموش ولی این زهره ی شیطان هنوز

با همان شور و نوا ،دارد شبانی می کند

 

گر زمین دود هوا گردد همانا آسمون

با همین نخوت که دارد آسمونی می کند

 

سال ها شد رفته دمسازم ز دست اما هنوز

در درونم زنده است و زندگانی می کند

 

با همه نسیان تو گویی که از پی آزار من

خاطرم با خاطرات خود تبانی می کند

 

بی ثمر هر ساله در فکر بهارانم ولی

چون بهاران می رسد با من خزانی می کند

 

طفل بودم دزدکی پیر و علیلم ساختند

آنچه گردون می کند با ما نهانی می کند

 

می رسد قرنی به پایان و سپهر بایگان

دفتر دوران ما هم بایگانی می کند

 

شهریارا گو دل از ما مهربانان مشکنید

گرنه قاضی در قضا نامهربانی می کند

 

 




طبقه بندی: عشق،  جملات قصار،  فرهنگی، 
برچسب ها: شهریارا، شعر زیبا،
SPRINCO


http://io.gamgos.net/activation/WL1QJFSD2KCFurhbT5Sc8XmbimCR8PiBbKgjkcwAAmyQlgHB8ujh3Q-c-c
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
دوستان ما
آمار سایت
بازدیدهای امروز : بار
بازدیدهای دیروز : بار
كل بازدیدها : بار
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
مطالب ما
GPS
قالب وبلاگ