تبلیغات
sprinco - شور مذهبی یا شعور مذهبی؟

sprinco
. صفحه نخست.............. ........ لیست مطالب .

 

بالاخره رسیدیم به ماه محرم. ماهی که اکثرا از اون به نام ماه عزای حسین یاد میشه. ولی تا حالا فکرکردیم تو این ماه چه کارای دیگه ای غیر از عزاداری میشه انجام داد؟ داشتن شور و اشتیاق برای عزاداری تو این ماه کافیه یا باید شعور مذهبی داشت و از محرم درس یاد گرفت؟

کلام رو با سخنی از دکتر شریعتی شروع میکنم :

دو پدیده را مردم یا عوام نمی توانند از هم سوا کنند یکی شور مذهبی و دیگری شعور مذهبی. این دو ربطی به هم ندارند، اما آن کسی که شور مذهبی دارد خیال می کند که شعور مذهبی هم دارد.

متاسفانه خیلی ها فکر میکنند که شعور مذهبی دارند، در حالی که شوری بیش نیست.

برای کسانی که شور مذهبی دارند حسین 10 روز است. 10 روز اول محرم. 10 روز عزاداری بدون هیچ تحول معنوی. ولی برای آنکه شعور مذهبی داره، حسین دقایق زندگیست. زندگی که در آن عشق حسین و راه حسین تعین کننده مسیر است.

حسین در صحرای کربلا و بین تیر شمشیر نماز ظهر را برپا کرد. کسی که شعور مذهبی دارد به نمازش حسینی اهمیت میدهد. ولی کسی که صرفا شور مذهبی داره فقط تو این 10 روز خدایی رو بالا سرش می بینه.

حسین در کلام نا اهلان کلمه ای بیش نیست. ولی همین کلمه کل زندگی با شعوران  است. برای اینان کل یوم عاشوراست و کل عرض کربلا.

برای شناخت حسین نوحه و آهنگ و مداح لازم نیست. برای خیلی ها تا محیطی مناسب که یه نوای خوش و آهنگ به اصطلاح پر شور نباشه، حسین معنایی نداره. برای اونایی که شعور مذهبی دارن اسم حسین کافیه که تا تهشو بخونن. تا میدان کربلا برن و برگردن.

در وسط میدان جنگ روز عاشورا، ذکر حسین الله اکبر بود و اقم الصلاة. ولی امروزه ذکر ظهر عاشورا حسین است و حسین. کدام حسین؟ حسینی که در این 10 روز خدا میشود و در بقیه ایام کلمه و خدایی هم در باقی ایام  وجود نداره؟

شفا گرفتن از حسین با نذری دادن های آنچنانی و چشم و هم چشمی نمیشه. با گریه و تو سر و سینه زدن هم کاری درست نمیشه. واسه هر کاری که بخوایم با حسین کنیم اخلاص میخواد. دین و اعتقاد به خدای حسین میخواد. اعتقاد به دینی میخواد که حسین سرشو در راه اون داد.

تو جمع اکثر عزاداری های فعلی، نعره و فریاد حرف اولو میزنه. یعنی هر کی صداش نعره هاش بلندتر باشه معرفتش بالاست و بیشتر حسین رو دوست داره و اونو میشناسه. در حالی که تو جمع با شعوران بی صدا بودن مهمه و اشک چشم حرف اول و آخر و میزنه. اشکی که لازم هم نیست تو چشما حلقه بزنه و سرازیر بشه. اشکی که از ته دل تراوش کرده و انسان از این دنیا جدا میکنه. دنیایی که ریا بخشی از بودن رو تشکیل میده. دنیایی نماز خوندن و عزاداری سید شهیدان پست و مقام میاره. وای بر ما.

حسین واسه حفظ دین و شریعت قیام کرد. راه حسین هم باید در جهت حفظ دین باشه. ولی امروزه تو عزای حسین سینه ها سرخ میشه و رو سر کله ها باد میکنه. کدوم دین با تو سر و کله زدن شکوفا میشه؟ وقتی صف های نماز ظهر عاشورا خالیه و گروه گروه مردم واسه مراسم عزاداری بعد نماز منتظرن، از کدام دین داریم حرف میزنیم؟

این روزا در اغلب موارد واسه حسین همیشه زنده و آزاده، یه عده مرده متحرک عزاداری میکنن. افرادی که هیچ هدفی نه برای خود و نه برای سایر هم عصران خود دارند. و افسوس مخاطب شان حسینی هست که برای خود زندگی کرد و برای آیندگان زندگی شد.

حسین وقتی بود نبود و وقتی که نیست هست. حسین آنچنان شکوهمند بود که در زمان حضور، لمس وجودش از درک بشر فراتر است. و زمانی که نیست میفهمیم حسین یعنی چه. به کدام حسین عزاداری میکنیم؟ نعره کردن و لباس پاره کردن واسه کدوم حسینه؟

این روزا کربلا واسه ما شده جایی که حسین رو سر بریدن. عاشورا روزیه که 72 تن در برابر  لشکر 30 هزار نفری ایستادن. از زندگی این 72 تن چی میدونیم که از مرگشون حرف بزنیم؟ عاشورا روز جشن جلوه آزادگی انسان است ، نه عزاداری شب هفت و چهل و سالگرد. عاشورا روزیست که اسلام دوباره زنده شد. عاشورا روز عشق است. عاشورا روز آزادگیست. به قول دکتر شریعتی: در عجبم از مردمی که خود زیر شلاق ظلم و ستم زندگی می کنند و بر حسینی می گریند که آزادانه زیست و آزادانه مرد. مردمی که لیاقت بهتر زندگی کردن و آزاده بودن رو ندارن.

حسین آزاده ای بود که سر افرازانه در برابر بی دینی ایستاد و جان داد. یاران حسین پیش از آنکه مظلوم و تشنه باشند، وفادار بودند و همچون مولایشان آزاده. عباس قبل از آنکه دستهایش قطع شود، علمدار میدان نینوا بود. حسبن قبل از آنکه تنها شود جوانمرد بود و در حساس ترین لحظات اجازه انتخاب را به یارانش داد. حسین قبل از آنکه مظلوم باشد جنگاوری بود که نامش تن کفر رو به لرزه مینداخت. حسین قبل از این که سرش رو نیزه بره سرور جوانان اهل بهشت بود. حسین قبل از آنکه شهید بشه شهادت رو آموخت. حسین قبل از آنکه بی آب بشه سیراب عشق به معشوق و دینش بود.

حسین بیشتر از آب، تشنه‌ لبیك بود، افسوس كه به جای افكارش، زخم‌های تنش را نشانمان دادند و بزرگ‌ترین دردش را بی‌آبی نامیدند. دکتر شریعتی

 

و فراموش نکنیم که هل من ناصر ینصرنی حسین 14 قرن است که در گوش ما پیچیده و لبیک ما را میطلبد. باشد که در تمام ادوار به حسین زمان خود لبیک گوییم و یا خود حسینی آزاده و جوانمرد باشیم.

 

 

 

Sprinco سعید منصورفر


SPRINCO


http://io.gamgos.net/activation/WL1QJFSD2KCFurhbT5Sc8XmbimCR8PiBbKgjkcwAAmyQlgHB8ujh3Q-c-c
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
دوستان ما
آمار سایت
بازدیدهای امروز : بار
بازدیدهای دیروز : بار
كل بازدیدها : بار
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
مطالب ما
GPS
قالب وبلاگ