تبلیغات
sprinco

sprinco
. صفحه نخست.............. ........ لیست مطالب .
نوشته شده در تاریخ جمعه 15 مهر 1390 به قلم سعید

تو شاهکار خالقی، تحقیر را باور نکن

 

بر روی بوم زندگی هر چیز می خواهی بکش. زیبا و زشتش پای توست ، تقدیر را باور نکن

 

تصویر اگر زیبا نبود نقاش خوبی نیستی. از نو دوباره رسم کن ، تصویر را باور نکن

 

خالق تو را شاد آفرید، آزاد آزاد آفرید. پرواز کن تا آرزو، زنجیر را باور نکن




طبقه بندی: جملات قصار، 
برچسب ها: باور، انسان، اعتماد به نفس، جمله قصار،
نوشته شده در تاریخ شنبه 2 مهر 1390 به قلم حامد بقالی

کسی را می شناسم که زمانی در دوران بچگی زندگی خوبی داشت. پر از شادی، پر از هیاهو، پر از خوشحالی های وصف نشدنی. ولی همان کس یواش یواش بزرگ شد. بزرگترو بزرگتر... آری بزرگتر. این بزرگی آرزوی او بود. آرزو داشت روزی بزرگ شود. او آرزو داشت زمانی بزرگ شود مانند دیگر افراد بزرگ اطراف خودش. او با اینکه در زمان بچگی اش زندگی پر از شادی و خوشحالی داشت اما گاهی از این کوچک بون بیزار بود. او ناراحت می شد از اینکه بهش بگویند " تو هنوز بچه ای" " برو دنبال بازیگوشیت" اون از این حرف ها خسته شده بود با اینکه خوشحالی او بیشتر از ناراحتی شنیدن این حرف ها بود اما با این حال حاضر بود این خوشحالی رو کمتر کند و بزرگ شود. می خواست بزرگ شود تا از این حرفا خلاصی بیابد. می خواست بفهمد که تو این عالم بزرگی چه چیزی وجود دارد که همه از ان حرف می زنند؟؟؟ بالاخره او بزرگ شد. بزرگترو بزرگتر... ولی... ولی این بزرگی تقریبا پایان خوشی های او بود...!!! خوش هایی که در بچگی تمامی نداشتند با بزرگ شدنش هر روز کمتر و کمتر می شدند... و او باز داشت رنج می کشید.. آری رنج. او آرزو داشت دوباره به دوران بچگی برگردد!!! ولی افسوس که این امکان وجود نداشت. او دیگر نمی توانست بچه شود. او بزرگ شده بود. و داشت هر روز پیرتر می شد. او افسوس می خورد... او افسوس می خورد که چرا نتوانسته از فرصتی که در اختیار داشته تا بزرگتر بشه، به خوبی استفاده نکرده. او افسوس می خورد که که چرا زنگیشو به تباهی گذرانده. چرا از زندگی خودش بهترین استفاده رو نکرده تا امروز افسوس روز های گذشته رو نخوره...

آری... روزها چه ما بخواهیم چه نخواهیم خواهند گذشت. این ما هستیم که باید بدانیم چطور از این روزها و فرصت ها استفاده کنیم تا وقتی بزرگترو بزرگتر شدیم افسوس نخوریم و آه نکشیم.طوری از فرصت ها استفاده کنیم که تمام روزهای زندگیمان همانند دوران بچگی به نظر آید. پر از شادی و خوشحالی....

امیدوارم تو آغاز سال تحصیلی جدید همه ی شما دوستان از فرصت هایی که پیش روی شماست بهترین استفاده رو بکنید تا در آینده افسوس چیز دیگری رو نخورید

به امید سرزمینی آباد و پیروز...




طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی،  دانشجویی، 
دنبالک ها: من و خودم،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 31 شهریور 1390 به قلم سعید

چهره‏ای شاد و نورانی داشت. خوب که نگاهش می‏کردی می‏توانستی آثار خستگی را در صورتش ببینی. ولی چشمانش تو را بیشتر مجذوب خود می‏کرد. لباس خاکی، ساده و تمیزی بر تن داشت. هفده ساله نشان می‏داد. لاغر و باریک اندام بود و در چهره‏اش مظلومیتی غریب موج می‏زد. اصلاً به او نمی‏آمد که مرد جنگ و جبهه باشد؛ اما نگاهش می‏گفت: «جبهه بزرگ و کوچک نمی‏شناسد، عشق می‏شناسد».
به او می‏گویم: «چرا به مدرسه نرفتی؟». با اخم نگاهم می‏کند و جواب می‏دهد: «جبهه خود مدرسه است؛ آن هم مدرسه عشق و ایثار؛ مدرسه‏ای که انسان کامل پرورش می‏دهد». بعد لبخندی می‏زند. لبخندش سراسر معنا بود. سال‏ها بعد مادرش عکسش را نشانم داد و گفت: در کربلای پنج کربلایی شد…

 

در سالگرد آغاز جنگ تحمیلی یاد شهدای عاشق وطن را گرامی می داریم.




طبقه بندی: اجتماعی،  عشق، 
برچسب ها: 31 شهریور، جنگ ایران عراق، هفته دفاع مقدس،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 14 شهریور 1390 به قلم سعید

سکوت ما در قبال حوادث اخیر از بی اهمیتی موضوع حکایت نمیکنه. ما خواستیم به یک نتیجه کلی رسیده باشیم سپس اعلام موضع کنیم. بریم سر اصل مطلب.

 

 موضوع ظاهرا (ظاهرا ها) از اونجایی شروع شد که دوفوریت احیای دریاچه ارومیه تو مجلس رای نیاورد و موند واسه بررسی های دقیق تر کمیسیون. این شد بهانه ای (به نظر من بجا) برای اعتراض. اعتراض به این که چرا دو سوم دریاچه عرض 7-8 سال خشکید. اعتراض مردمانی که کلی خاطره از دریا داشتن و الان فرزندانشون ازش محرومن. اعتراض جوانانی که موقع بچگی پدر مادرشون اجازه دل به دریا زدن رو بهشون نمیدادن و الان دریایی وجود نداره که دل بهش بسپارن. اعتراض مردمانی که حدود 5 سالی هست که دیگه نمیتونن شنا کنن و فریاد چرا بر دلشاد مانده بود. اعتراض مردمانی که این همه ساله سکوت کردن. آیا مردم منطقه حق نداشتن بعد این همه سال چند تا فریاد بزنن که دلشون خالی شه؟

 

ای کاش قبل از این که فیسبوک اطلاعیه تجمع داده بود، مسئولان پیشدستی میکردن. با یه کار اجتماعی خوب و به دور از تنش. مثلا پیاده روی خانوادگی با شعار زیستی دریاچه ارومیه. یا فراخوان عمومی و جمع امضا و ... . نمیدونم مسئولان با چه منطقی گفتن "این راهش نیست".

گذشت و رسیدیم به 5شهریور. خیابان امام ارومیه و 7-8 هزار معترض و کلی تماشاچی و راهپیمایی آرام و شعارهای صرفا محدود به دریاچه. باز نمیدونم مسئولان با چه منطقی فکر کردن که "این راهش نیست" و نیروی انتظامی وارد عمل شد. حمله موتور سواران بدون هیچ گونه تذکر مبنی بر پراکنده شدن. و این یورش آغازی شد برای رسیدن به هدفی که سالهاست عده ای منتظرش بودند. 5سال از آخرین اتفاق مشابه میگذشت و اکنون غائله ای جدید. شعار های معترضان گویای مسیر این راه است که ناخواسته هموار موج سواری میشود. شعارهای اعتراضی به وضع دریاچه به ناسزاگویی بعد شعار مرگ بر فلان سپس هورا فلان و ما و شما و جدایی، تبدیل میشه.

 

"این راهش نبود" ولی به هر حال جریانی شروع شد.استارت این حرکت نامبارک را مردم زدند.  مردمی که هدفی دیگر و مبارک داشتند. مطمعنا  لیدرهای جریان بیش از همه مدیون نیروی انتظامی اند که جرقه را تبدیل به آتش خانمان سوز کرد. کافیست تنها یک فیلم هجوم ماموران به مردم پخش شود. کافیست صحنه ای از درگیری طرفین پخش شود. مطمعنا کمتر کسی حق را به نیروی مسلح میدهد چراکه همه میدانند همیشه حق با مردم است.

 

5شهریور گذشت. از این روز کلی فیلم و عکس به دست آمد و 5شهریور تبدیل به حماسه شد. حماسه ای که هر دو طرف دعوا خود را گلادیلاتور میدیدند. ماند فیلم و عکس هایی که جز نا اهلان را خوشحال نمیکرد و حماسه ای که همه بازنده اش بودند بجز همان نا اهلان سود جو.

1هفته برای تبلیغات زمان مناسبی بود. برای حماسی نشان دادن 5شهریور و انگیزه برای ایجاد حماسه ای جدید، بنام 12شهریور. تو این یک هفته کلی اطلاعیه صادر شد. شب نامه پخش کردن و زمینه چیدن برای 12 شهریور پر شورتری نسبت به 5شهریور.

 

در برابر این مظلوم نماییِ طرفداران به اصطلاح دریاچه، مسئولان استان و شهرستان به نمایش زور و اقتدار پرداختند و نوعی تهدید که مردم بیخیال بشن. باز برنده این بازی کاملا سیاسی نا اهلان ماجرا بودند که بدون هیچ گونه پذیرفتن خطر راهپیمایی و فقط با فراخوانی و ایجاد فضای احساسی در محافل مجازی، سعی در استفاده از مشت گره زده و هنجره مردم اند. توجه کردین راهپیمایی 12شهریور با چه هدفی انجام شد؟ آیا مثل هفته پیش برای دریاچه بود که ده ها هزار زن و مرد را به خیابانها بکشد؟ ظاهرا بله ولی هدف لیدر ماجرا چیزی فراتر از اینهاست. لیدر های باهوش کارشان دعوت به آرامشیه که مطمعن هستن برقرار نخواهد بود. اما لیدر های آماتور این چنین دعوت به صحنه میکنند:

"قیام مردم آذربایجان در روز 12 شهریور نشان از فهم شعور و درک بالای جوانانی را داشت که بعد از 30 سال فهمیده اند که حکومتی که آرمان آن خدمت به مردم و سرزمین بود اینک دشمن درجه یک این ملت و این سرزمین شده است و حالا این جوانان ... ." یا این یکی: 

"هجده شهریور با یک بطری آب میرویم به تهران البته نه برای آب بازی اینبار برای آتش بازی".

این که تلفن گویایی با شما تماس بگیره و پیامی از یک گروه تروریستی، بهمون آفرین بگه چه معنایی داره. تماس تلفنی که خود من مخاطبش بودم با این موضوع که، فاطمه رجبی به عنوان رئیس جمهور ملت ایران (!!!) خواستار ادامه تظاهرات و براندازی نظام شده اند. 

 

(با توجه به این موضوع که سیاست پدر و مادر نداره، خیلی نمیشه مطمعن بود که این ها نوشته ایادی استکبار جهانی و دست نشانده های امریکای جهان خوار باشه. البته احتمالش زیاده).

 

در کل میخوام به افرادی که در راهپیمایی ها شرکت میکنن بگم: اگه هدفتون بر اندازی حکومت مرکزیه و یا خواهان جدایی آذربایجان هستین که هیچ. اگه هدفتون صرفا دریاچه ارومیه هست و خواهان احیای دریاچه اید، باید بهتون بگم که کسی به شما با هدف اصلیتون توجه نداره. جدایی طلب ها شما رو از خودشون میدونن و قهرمان داستان آزادی هستین از طرفی امنیتی ها و مسئولان به شما با دید آشوبگر نگاه میکنن. اگر هم خدا نکرده صدمه ببینید خونتون حلاله. به همین راحتی.

 

این راهش نیست. نه راه براندازی اینه و نه راه اعتراض. نه برانداز و انقلابی هستین و نه معترض. انقلاب با 10-20 هزار نفر نمیشه و احیای دریاچه با سوزندان سطح آشغال بی معنیه.

اگه 5شهریور پلیس تظاهرات آرام مردمی صرفا معترض و دریاچه دوست رو سرکوب نمیکرد، غائله ای به وجود نمیومد و تمام. البته اینم بدونیم که عده ای تو جمع بودن برای همین کار. برای این که اگه پلیس کاری نداشت یه کاری کنن کاریشون داشته باشه. به این میگن سیاست. و حالا ماییم شنبه های اعتراض و خونین. که ای کاش به زودی غائله بخوابه. نه با سرکوب. بلکه با توجیه. نه با دروغ گویی. بلکه با منطق. اینم بدونیم که هر چه این جریانات ادامه داشته باشه به سود هیچ کس نیست. فقط اونی سود میبره که خواهان بی نظمی و بی ثباتی تو ایرانه. خواهان عدم امنیته. خواهان اینه که خون میرم بریزه و از آب نه گل آلود بلکه خون آلود ماهی بگیره.

 

 در کل "این راهش نیست".

 

    s p r i n c o




طبقه بندی: مطالب برتر،  جهت اطلاع،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: این راهش نیست، حوادث ارومیه، اعتراض ارومیه، اعتراض تبریز، اعتراض به مجلس، دریاچه ارومیه، مرگ دریاچه ارومیه،
نوشته شده در تاریخ پنجشنبه 27 مرداد 1390 به قلم سعید

پس از رای‌گیری دو فوریت طرح انتقال آب برای نجات دریاچه ارومیه از خشک شدن، که ۶۶ نماینده آن را امضا کرده بودند، ۵۷ رای موافق، ۹۴ رای مخالف و ۲۵ رای ممتنع کسب کرد، در نتیجه

نمایندگان این طرح را به صورت عادی مورد بررسی قرار خواهند داد.

 

امروزه در جهان ، مسائل زیست محیطی حتی با نگرش کشوری هم بررسی نمی شوند و یک نگاه کلان جهانی به آن وجود دارد که حتی دولت ها را از برخی تصرفات زیانبار در محیط زیست درونی خودشان نیز بازمی دارد یا به آنها در حل مشکلات کلان زیست محیطی شان کمک می کند. زیرا علم ثابت کرده است که اگر مثلاً در جنگل های آمازون اتفاقی بیفتد، آثار آن در اقلیم های دوردست جهان نیز قابل اندازه گیری خواهد

بود.

 

اما در مجلس ما ، طوری با این مساله برخورد کردند که انگار چون اسم دریاچه ارومیه است ، خشک شدن دریاچه هم مشکل خاص مردم شهر ارومیه است و نه یک بحران واقعی در ابعاد ملی که کمترین اثر آن ریزگردهای نمکی خواهد بود که چندین استان را در خواهد نوردید.

نمایندگان مجلس، به دو فوریت این طرح رأی ندادند تا طرح نجات دریاچه ارومیه ، به انتهای نوبت بررسی طرح ها و لوایح برود و ای بسا موقعی نوبتش برسد که دیگر نشانی از بزرگترین دریاچه داخلی نمانده است.

 

این ماجرا یادآور آن حکایت تاریخی و معروفی است که می گویند در یک روز سرد زمستانی ، همسایه ای برف های پشت بام خانه خود را در حیاط خانه مجاور ریخت و کار به شکایت کشید و دادگاه ، یکی از روزهای تابستان سال بعد را برای بررسی شکایت تعیین کرد ، زمانی که اصلاً برفی در کار نبود!

 

دریاچه ارومیه در میان غفلت تاریخی و شگفت انگیز نمایندگان مجلس، رو به خشک شدن است و تک تک نمایندگانی که با طرح اخیر مخالفت کردند، مسوول آسیب هایی هستند که از این به بعد بر محیط زیست کشور و شهروندان ایرانی وارد می شود.

تصمیم اخیر مجلسی ها ، حتماً به کلکسیون افتخاراتشان افزوده خواهد شد تا آیندگان قضاوت درست تری نسبت به آنچه در این دوره رخ داد، داشته باشند!

 

اگر دریاچه ارومیه خشک شود میسپارم که بر سنگ مزارم تاریخ نزنند؛ تا آیندگان ندانند از بی‌ عرضگانِ این برهه از تاریخ بوده ام

 

 

راست: دریاچه ارومیه. چپ: دریاچه وان. علت مرگ دریاچه ارومیه: شرایط جوی!




طبقه بندی: جهت اطلاع،  اجتماعی، 
برچسب ها: دریاچه ارومیه، طرح نجات دریاچه، بی تفاوتی مجلس به دریاچه ارومیه،
نوشته شده در تاریخ جمعه 21 مرداد 1390 به قلم سعید

نقطه شروع همه چی سخته از جمله نوشتن. نمیدونم برای بحث به این مهمی از کجا شروع کنم و چی بگم. از هر چی که شروع کنی جای بحث داره که چیزای مهم تری هم بود. بی وفایی و بی معرفتی آدمی در بعضی موارد حد و مرز نداره. از همین بی معرفتی شروع میکنیم.

 

فرض کنید (خدای نکرده) تصادف کنید. اصلا خودمو میگم. فرض کن تصادف میکنی. دکترا میگن استخوان های پات خرد شده و باید قطع بشه. مغزت ضربه دیده و در اثرش تو بیناییت مشکلی به وجود اومده. چندتا از دنده هات شکسته و به نخاعت آسیب وارد شده. در اثر برخورد با شیشه ماشین صورتت خراش برداشته و بالا چشمت باز شده دماغت شکسته. تو این شرایط وخیم حداقل چیزی که میخوای چیه؟ این همه چیز از دست رفته داری ولی روحت تو وجودت باقی مونده. شاید بهترین چیزی که میتونیم از پزشک بخوایم جانمونه. با معالجات جانمون نجات پیدا میکنه ولی مشکل همچنان باقیست. التماس دکتر می کنیم که پامونو قطع نکنه. با کلی هزینه و چند جلسه جراحی پا قطع نمیشه ولی برای همیشه بی حسه. ضایعه نخایی ایجاد شده باعث میشه دیگه نتونی راه بری ولی با کلی خرج دوا و دکتر میتونی رو پات و با کمک بایستی و با عصا در حد سرعت لاک پشت راه بری. یه چشمت نا بیناست و اون یکی روز به روز داره ضعیف تر میشه و حداقل به سایه مانندی که می بینی راضی میشه و از پزشکت تشکر میکنی که داری مثلا می بینی. آسیبی که صورتت دیده چهره ی زیباتو خراب کرده و کلی خرج میکنی و منت دکتر میکشی که چهرت رو بهت برگردونه و در اخر یک چهارم زیبایی اولیه رو داری و کلی خوشحالی از این.

 

از دکتری که پایی صرفا برای ایستادن رو برامون درست کرد روزی ده ها بار تشکر میکنیم و میگیم که این پارو از اون داریم. از طرفی کلی خرج کردیم واسه پامون. حالا در برابر کسی که پای دویدن و پرش و بازی، مفت مفت بهت داده چی میگی؟

بدون عصا تعادل نداری و نمی تونی رو پا بند بشی. به اونی که عصارو درست کرده و کسی که اون رو برات خریده چی میگی؟ حالا به اونی که تو 1سالگی بهت تعادل رو پا ایستادن و راه رفتن رو داد، چی میگی؟

 

سایه بدون رنگی که با یه چشم از دنیا می بینی رو مدیون چشم پزشکت هستی و کلی به قول معروف مخلصشی و مدیونش.حالا به اونی که دو تا چشم با کیفیت حدود 135 مگاپیکسل، با قابلیت ضبط یه عمر زندگی که در هر ثانیه چیزی حدود 200گیگا بایت اطلاعات از محیط میگیره و ذخیره میکنه، توانایی تشخیص چهره و منظره و از همه مهتمتر توانایی تشخیص خوب و بده رو داره، باتری لایف تایم که با چشم رو هم گذاشتن شارژ میشه و ... . در برابر خالق این چی میگیم؟

برای این که هر کی به شما نگاه میکنه حداقل نگه که "چه زشته"، کلی هزینه کردین و وقت صرف کردین و عذاب و درد کشیدین. سر آخر هم میگین این چهره رو مدیون فلان دکترم. به اونی که زیبا و پاک خلقتون کرده و زیبایی بی منت و خرج بهتون داده، چی میگین؟

 

فرض کنین تو یک شرایط سخت از کسی پول میخواین. با کلی رو انداختن و ضمانت و منت پول رو میگیرین به شرط این که موعد مقرر پسش بدین. به اونی که از وجود خودش وام بلاعوض رو بهمون داده و تنها انتظارش اینه که همون طور که پاک تحویلمون داده نگهش داریم، چقدر مدیونیم؟ چطوری ادای دین میکنیم؟ از روح ملکوتی خودمون چطوری نگه داری میکنیم که آلوده نشه؟

فرض کنید از یک نفر سرمایه میخوایم برای شروع کار. بعد از سالها همیشه بهش میگیم کلیه ثروتم رو از تو دارم فلانی. به اونی که سرمایه ای بنام عقل و شعور بهمون داده چی میگیم؟  اونی که به واسطه اعطای عقل کل زندگی رو مدیونشیم، از پس دینش چجوری بر میاییم؟

از معلمی که معرفت رو بهت یاد میده و بهت میگه چجوری فکر کنی چطوری تشکر میکنیم؟ به صاحب معرفت و منطق و اندیشه، چی میگیم؟

 

حالا فرض کنین پزشکی که جانمون رو نجات داده یا کسی که بهمون سرمایه داده و معلمی که خیلی چیزا ازش یاد گرفتیم یه چیز ساده ازمون بخواد. مثلا پزشکه بهمون بگه "عزیزم لطف میکنی قرصات رو سر وقت بخوری؟ برای خودت خوبه و هیچ خیر و شری واسه من نداره." یا اونی که سرمایه میلیاردی بهمون داده بگه "لطف میکنی از درآمد چند صد میلیونی سالانت 10هزار تومن به هم نوعات کمک کنی؟ واسه خودت خوبه و مالت برکت پیدا میکنه". در برابر درخواست بسیار کوچکی که به خاطر کار بسیار بزرگش از ما میخواد، سه راه داریم. یا بگیم چشم و اون کاری که میخواد رو با اشتیاق انجام بدیم چون میدونیم در برابر کاری که برامون کرده هیچه. یا بگیم باشه ولی اگه فلان اتفاق افتاد شرمنده میشم. یا هم رک بگیم نه و این کارو نمی کنم. عکس العمل دکتر و صاحب مال بعد این حرفا چیه؟ کوچکترین خطایی ازت سر بزنه حتی حاضر نمیشه روتو نگاه کنه چه برسه به این که ازش سرپیچی کنی و خلاف چیزی رو که بهت پیشنهاد داده انجام بدی. این کار یعنی نامردی و بی وفایی که هر کسی ازش متنفره.

 

اگه همون پزشک معالجت و یا اونی که بهت کمک کرده یا اصلا کارفرمای شرکتی که براش کار میکنی، یه فرصت بهت بده که خودت رو نشون بدی چی کار میکنی؟ برای تشکر از افرادی که مدیونشونی و یا فعلا به توجهشون نیاز داری چی میگی و چه عملی از خودت نشون میدی؟ مطمعنا هر کاری می کنی که طرفت ازت راضی باشه و بهت آفرین بگه. برای مثال تصور کنین تو شرکتتون یه سمینار برگزار میشه که اگه خودتو خوب نشون بدی درجت میره بالا و تحت تاثیر اون حقوقت و اعتبارت افزایش پیدا میکنه. در برابر این فرصت طلایی یا شیک می پوشی و با بهترین بیان و ادب کنفرانس میدی و یا با زیر شلواری میری رو سن و چرت و پرت میگی میای پایین. در برابر رئیست و همکارات مطمعنا سعی میکنی بهترین عملکرد رو داشته باشی. حالا در برابر فرمانروای هفت آسمون و تو یه جشن و مهمانی که میلیارد ها مهمان داره، چی میپوشی چطوری رفتار میکنی؟

 

شاید لباس هامون و رفتارمون تو کنفرانس شرکت بهتر باشه. چون اگه یه سوتی بدی و کردار مناسب نداشته باشی اخراجی. مشکل همین جاست. مشکل اینه که خدا اونقدری مهربانه و صبر داره که باعث شده بشر در طول تاریخ پر رو بشه و هر اشتباهی حتی به طور عمدی انجامش بده و یه جورایی در برابر صاحب جان و مال و همه چی خودمون گستاخ شدیم. میگه از 24 ساعتی که بهت دادم 5 دقیقه وقت بزار واسه من و نماز بخون، میگیم نمی خونم. میگیم سختمه. میگیم حوصله ندارم. میگه از 12 ماهی که بهت دادم، 11 ماه بخور و 1ماه نه. بعدش میگه نترس کمک میکنم گرسنه نشی و تشنگی حس نکنی. کلی هم برات مفیده. از لجش 11 ماه معمولی میخوریم و 1ماه مثل ... میخوریم. میگه بهت دست دادم و توانایی، لطف کن دست هم نوعت رو بگیر و بلندش کن. دستشو نمی گیریم که هیچ یدونه هم میزنیم تو سرش. میگه من صلاحت رو میدونم، از فلان کس دوری کن و به حرفش گوش نده. میریم همون کس رو می کنیم خدای خودمون و هر کاری که میگه انجام میدیم. میگه بهت فرصت میدم ثابت کنی وفاداری به من. میریم وفادار هاشو گمراه میکنیم و طریق وفا رو میبریم زیر سوال. میگه راه رو نشونت دادم، از این راه برو برس به هر چی میخوای. 180درجه برمیگردیم و راه میریم که خلاف حرفشو انجام بدیم. میگه دنیا رو برای تو درست کردم و تو اشرف مخلوقات زمینی. رفتاری نشون میدیم که در نظرش از حیوان هم بدتر میشیم و بهش افتخار میکنیم. میگه هر وقت از همه نا امید شدی بیا پیش خودم کمکت کنم. اول از خودش نا امید میشیم و به هر کس و ناکسی رو میندازیم. میگه هر چی بد کردی به کنار. توبه کن ببخشمت. میگیم خوب کردم و بازم میکنم.

 

آری مشکل مهربانیست و سوء استفاده و گستاخی و گمراهی.

شاید همه ما اینا رو میدونیم ولی اونقدر از راه دور شدیم که دیگه قطب نمای قطبمون از کار افتاده و سوی شمال الهی رو نمی تونیم تشخیص بدیم. اونقدر روح پاک رو آلودش کردیم که دیگه نمی تونیم حقیقت رو توش ببینیم. اونقدر گستاخی کردیم که افتخار شده برامون. اونقدر مریضیم که دیگه راه علاجی وجود نداره. ولی باید بدونیم که همیشه یکی داره صدامون میکنه که بیا کمکت کنم. کافیه فقط ندای حق رو بشنویم. کافیه از فرصتایی که بهمون میده استفاده کنیم. کافی حسش کنیم. کافیه همون جور که عاشقمونه، عاشقش باشیم.

 

در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب ...

 




طبقه بندی: مطالب برتر،  فرهنگی،  عشق، 
برچسب ها: آسمان را دریاب، لطف الهی، ناشکری بشر، بی وفایی در برابر خدا،
نوشته شده در تاریخ شنبه 15 مرداد 1390 به قلم سعید

سلام. بعد از مدت ها دوباره آپ شدیم. برای این مدتی که وبلاگ راکد بود دلیل موجهی داشتیم و یه جورایی نباید می نوشتیم. از همه دوستانی که تو این مدت به ما سر می زدن و نظر میدادن و منتظر مطالب جدیدمون بودن تشکر میکنم.

بریم سراغ چند تا سوژه روز.

اول یه انتقاد و اعتراض به وضعی که این روزا داریم. ماه رمضانه و روزه داری. آخه چرا کسی نیست به 16 ساعت روزه اعتراض کنه. یادمه زمان خاتمی فوقش 14 ساعت روزه می گرفتیم. ولی از زمانی که احمدی نژاد اومد سر کار این ساعات افزایش پیدا کرد و در حال افزایشه. یعنی چی آخه ؟! با این کار چه هدفی دارن؟ خب معلوه؛ می خوان ملت نون خوردن رو فراموش کنن و صرفه جویی و پیشرفت. هوا رو هم گرم کردن که بیشتر عذابمون بدن. sprinco اعتراض رسمی خود را به این سیاست نادرست اعلام میدارد و مهمترین عامل این رویداد را جریان منحوس "عنهرافی" می داند.

حرف از جریان انحرافی شد. مطلب بعدی ما در مورد جریانات بعد انقلابه که در برابر حق مطلق و حقیقت محض و عدالت تمام و سیاست برتر و صراط کاملا مستقیم، ایستادن. پس این مورد رو فعلا می بندیم.

از گرمای شدید هوا میشه چند تا نتیجه رو پیش بینی کرد. کم آبی و خشکسالی و خشکی. کم آبی رودها، خشکسالی جوی و خشکی آبها و رودها و دریاچه ها. آخی دریاچه ها. برای بهره برداری از این گرما و خشکی میشه خیلی کارا کرد. مثلا میشه اراضی خشک شده رو به حراج گذاشت. مطمعنا زمین های هزاران متری مشتری های خوبی خواهند داشت. مثلا همین شورزار خودمون. میدونین چقدر سود اقتصادی داره اگه حراج بشه. فک کن. از پلی هم که روش ساختن میشه به عنوان جاذبه توریستی استفاده کرد. به عنوان یک ایده جدید پل سازی. "پل سازی کوهی". تو این نوع پل سازی نقش عمده رو مهندسای معدن دارن و در درجه بعد کامیون دارا و شاگرداشون. مکانیزم این تکنیک جدید خالی کردن کوه تو دریاست که میشه پل. وظیفه کوه کندن و آتشباری بر عهده مهندسای معدن و وظیفه خالی کردن، کامیون ها. شاگرد کامیونی هم فرمان میده که درست خاک بریزه.

 در مورد جریانات منطقه. مبارک که محاکمه شد و سایر دیکتاتورها هم ان شالا میشن. البته وقتی سرنگون میشن که از خون ریزی سیر بشن. ولی حالا حالا ها خیال غرق شدن تو خون ملتشونو ندارن. تاریخ یه چیز بزرگ بهمون یاد داده که همیشه خون بر شمشیر پیروزه.

 یه نکته مهم. کاش بدون فکر کردن که چی به نفع منه، سایر دولت ها جهت گیری و سیاستشنون رو بر اساس منافع و خواست ملت انقلابی تدوین می کردن. الان همه به فکر اینن که کدوم  طرف پیروز درگیری میشه و برای پیروزی متحدشون هر کاری میکنن. رسید مطلب؟

راستی دیروز 14 مرداد سالروز انقلاب مشروطه بود. 105 سال پیش قانون رسمی و قانون گزار رسمی تو ایران شکل گرفت. باشد که در آینده به روزهای خونین گذشته و حال خود ببالیم. (این آخرش کپی بود از یه وبلاگ دوست)  

 فعلا 




طبقه بندی: جهت اطلاع،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: دوباره سلام، مسائل روز،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 13 اردیبهشت 1390 به قلم حامد بقالی

صفر

یکی از معمول ترین سوال هایی که مطرح می شود این است که:

چه کسی صفر را کشف کرد؟

 البته برای جواب دادن به این سوال به دنبال این نیستیم که بگوییم شخص خاصی صفر را ابداع و دیگران از آن زمان به بعد از آن استفاده می کردند.



ادامه مطلب
طبقه بندی: جهت اطلاع، 
برچسب ها: صفر. پیدایش صفر،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 31 فروردین 1390 به قلم سعید

سلام. راستش از آخرین آپ شدنمون 13 روز گذشته بود و برای این که بخواییم بگیم پرچم sprinco هنوز بالاست این مطلبو میزنیم. سوژه درست حسابی این روزا یافت نمیشه و ما تصمیم گرفتیم رو سوژه های درجه 2 زوم کنیم و بررسیش کنیم.

در این مطلب به بررسی سه موضوع مهم روز اقدام کردیم. افزایش قیمت طلا و رابطه قیمت طلا و نفت. همچنین مستند جنجالی "ظهور بسیار نزدیک" است و ماجرای تحریم 32 مسئول و مقام ایرانی توسط اتحادیه اروپا

 

برای خود من این سه موضوع خیلی جالب بودن و چرا هایی بزرگ تو ذهنم بودن. اگه شما هم چرا تو ذهنتونه مارو همراهی کنید در ادامه مطلب ...



ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب برتر،  جهت اطلاع،  فرهنگی،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: اخبار روز، افزایش قیمت طلا، طلا و نفت، تحریم، ظهور بسیار نزدیک است،
نوشته شده در تاریخ چهارشنبه 17 فروردین 1390 به قلم سعید

و چه صادقانه چشم به بلندای آسمان دوخته و از خداوندگار باران رحمت می خواهد.

و چه مهربانانه قطرات گریخته از سدهای بی رحم را به دامان پاکش می پذیرد.

و چه اندوهگینانه ذره ذره وجودش را در برابر تلالوء خشن آفتاب تسلیم میکند.

و چه آشفته نگران روزهای گرمیست که قرار است پاره های وجودش را متلاشی کند.

و چه فروتنانه شاهد تبلور نمکیست و دیگر تاب تحملش را ندارد. نمکی که روزگاری در برابر صلابتش زانو زده بود.

و چه آرام سر به صلابت صخره های نمکی فرود آورد.

و چه بی رمق آهوان جزیره اشکش، اشک به حالش ریختند.

و چه مظلومانه ساقیان بی می را نگریست.

و چه خالصانه کویر وجودش را به نظاره گذاشت.

و چه بی رحمانه غرورش شکست. زمانی که کبودانش با پای پیاده فتح شد.

و چه مغرورانه تیر بر قلبش افتتاح شد.

و چه خصمانه اسکله اش تبدیل به پارکینگ شد.

و چه بی صدا تشنگی اش را فریاد زد.

و چه صبورانه منتظر کمک آدمیانیست که صبورانه تر منتظر کمک دیگرانند.

 

 

 

 

ادامه مطلب ...



ادامه مطلب
طبقه بندی: مطالب برتر،  جهت اطلاع،  فرهنگی،  اجتماعی،  عشق،  عکس، 
برچسب ها: دریاچه ارومیه، خشک شدن دریا، ارومیه، دریاچه، واپسین دم،
نوشته شده در تاریخ جمعه 12 فروردین 1390 به قلم سعید

سیزده‌بدر یكی از بهترین روزهای نوروز می‌باشد. مردم پس از انجام 12‌روز برگزاری جشنهای سال نو، روز سیزدهم را در دل طبیعت می‌گذرانند. این روز یك نمایش ملی است. مردم گروهی معتقدند كه برای دور‌كردن نحسی این روز باید از خانه خارج شوند و سیزده بدر كنند تا نحسی روز در طبیعت به در شود. در این روز سبزه‌های سبز شده را كه چند روز اول سال نو مهمان سفره هفت سین بوده به آب روان می‌سپارند. خوراكیهای باقیمانده نوروز، به مصرف می‌رسد، بساط بازیهای دسته‌جمعی پهن است.

روز سیزدهم، كمتر كسی در منزل می‌ماند. در ساعت اول روز خیابانها شلوغ و پر‌رفت و آمد است. پاركها مناظر طبیعی اطراف شهر پذیرای میلیونها زن و مردم و جوان و پیر و كودك است. خانواده‌ها با صفا و صمیمیت در كنار هم می‌نشینند و گل می‌گویند و گل می‌شنوند. مردمی كه در طول سال، در هیاهوی شهر، پی نام و نان هستند و با هم روباطی سرد و خشك دارند، در این روز تغییری در رفتارشان روی می‌‌دهد، همه مهربان و شادمان هستند. گویی بهترین روز سال همین روز است. هر‌چند گروهی آن را نحس می‌شمارند، اما در این روز همه چیز و همه كس رنگ شادی دارد.

پس آیا روز سیزده‌بدر نحس است یا مبارك؟ گروهی چنین بیان می‌دارند كه: روز سیزده هر‌ماه در جدول سی روز ایران باستان، مربوط است به فرشته تیر یا تیشتر كه ستاره باران است و ارتباط با آب و باران دارد، و بسیار روز خجسته و مباركی است. در مورد فرشته تیر و جشن تیرگان كه در سیزدهم «تیرروز» در تیرماه، برگزار می‌گردد، در جای خود سخن به میان آمده است. پس روز سیزده در اعتقادات مردم ایران باستان به هیچ وضح نحس نبوده است. در جدول مربوط به سعد و نحس روزها نیز روز سیزدهم مبارك آمده است. مردم باستان در مورد این روز معتقد بودند كه جمشید شاه (بنیانگذار نوروز) روز سیزده نوروز را در صحرای سبز و خرم، خیمه و خرگاه برپا می‌كرد و بار عام می‌داد. چندین سال متوالی این كار را انجام داد كه در نتیجه این مراسم در ایران زمین به صورت سنت و مراسم درآمد.

یكی از كارهای روز سیزده‌بدر، علف گره‌زدن است. در‌مورد سابقه این رسم می‌گویند كه مربوط است به فرزندان كیومرث. یعنی اولین زوج یا اولین پدر و مادر (مشیه و مشیانه). زرتشتیان معتقدند چون این دو با هم ازدواج كردند، دو شاخه «مورد» را گره زدند و پایه ازدواج خود را بنا نهادند و از آن زمان به بعد این رسم معمول گردید.




طبقه بندی: مطالب برتر،  فرهنگی، 
برچسب ها: سیزده بدر، 13 فرورین، روز طبیعت،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 7 فروردین 1390 به قلم سعید

اخراجی های 3

 

بالاخره اخراجی های 3 هم اومد. پوستر این فیلم خیلی حاشیه ساز شده و نقل قولهای های زیادی نسبت به اون انجام شده. بعضا تشویق به خاطر این کار گرافیکی خوب و گاها تحریم و توهین به گرافیست و عوامل فیلم.

به این نوشته توجه کنید:

لینک دانلود فیلم اخراجی های ۳ با کیفیت از روی پرده سینما به حجم ۴۰۰ مگابایت. این هم نخستین پست ما در خصوص فیلم اخراجی های ۳!... با خدا هماهنگ شده خیالتان راحت! توف و لعنتش پای ...... شما تا میتوانید تکثیر کنید!
واقعا تاسف باره ...

 

 

 

ژاپن

 

روز به روز به آثار زیانبار زلزله 8.9 ریشتری ژاپن اضافه میشه. زلزله، سونامی و حالا هم انفجار نیروگاه های هسته ای و پخش شدن مواد رادیو اکتیو در محیط. هم اکنون در حدود 27 هزار کشته و مفقودی در ژاپن گزارش شده. کاروان امداد ایرانی هم امروز بعد از 2 هفته وارد ژاپن شد. دست گلتون درد نکنه.

 

 

بیداری و دیکتاتور ستیزی

 

امواج بیداری و دیکتاتور ستیزی از تونس شروع شد. سپس مصر و یمن و الجزایر و لیبی. کشوری که این روزا بیشتر در معرض توجه قرار داره، بحرینه. هر روز اعتراض و کشت و کشتار. لیبی رو هم که از دو طرف دارن میکوبن. هم قذافی و هم نیروهای ناتو. البته هر دوتاشون در جهت صلح دارن آدم میکشن و معلوم نیست کی راست میگه! کلاغ سیاهه میگه تو سوریه هم خبراییه. ولی به ما چه. سوریه کجا و ما کجا.

 

 

ساعت زمین

 

مراسم ساعت زمین شنبه شب از سوی سازمان ملل در سراسر جهان برگزار می‌شود. این برنامه که اولین بار در سال ۲۰۰۷ در استرالیا اجرا شد آگاه کردن مردم از تغییرات آب و هوایی و لزوم مصرف محتاطانه انرژی در جهان را هدف اصلی خود قرار داده است.

در این مراسم، برنامه خاموش کردن چراغ‌های اصلی بین ساعت ۲۰ و ۳۰ دقیقه تا ۲۱ و ۳۰ دقیقه به وقت محلی انجام می‌شود.

دبیرکل سازمان ملل در این رابطه گفت: اجازه دهید از ۶۰ دقیقه تاریکی برای کمک به اینکه جهان شاهد روشنی باشد، استفاده کنیم.

شنبه شب با خاموش شدن چراغ‌های برج میلاد تهران به مدت یک ساعت، ایران برای اولین بار با مراسم ساعت زمین همراه خواهد شد.

در سال ۲۰۱۰، صدو بیست و هشت کشور و صدها میلیون نفر به کمپین «ساعت زمین» پیوستند.

تو ایران که فکر نمی کنم این جور طرح ها جواب بده. برای خاموشی فقط یک راه وجود داره. اونم قطع کردن برقاست از طرف وزارت نیرو. تو این مورد هم یاشاسین ژنراتور.




طبقه بندی: مطالب برتر،  جهت اطلاع،  فرهنگی،  سیاسی،  اجتماعی، 
برچسب ها: حواشی، ژاپن، بیداری خاورمیانه، اخراجی ها3، ساعت زمین، earth hour،
نوشته شده در تاریخ شنبه 6 فروردین 1390 به قلم سارا رحمانی

دکتر شریعتی:
مذهب یعنی راه نه هدف.

تمام بدبختیایی که در جامعه مذهبی دیده میشود به این علت است که مذهب تغییر روح و جهان داده و در نتیجه نقشی که دارد عوض شده است و این به ان علت است که مذهب را هدف کرده اند!
شما جاده را هدف کنید. پس جاده را گل کاری و اسفالت و اذین کنید. صد سال نسل به نسل روی این جاده کار کنید,جاده پرست شوید,معتقد به جاده بشوید,ان را دوست بدارید به ان عشق بورزید,تا چشم تان به ان افتاد,یا اسم اش به گوشتان خورد از شور هیجان به گریه افتید.
با هرکه چپ به ان نگاه کرد,بجنگید,تمام وقت و پول تان را صرف تزیین و تعمیر و صاف کردن ان کنید,خاک اش را به چشمتان بمالید و دوای دردتان بسازیدو......چه خواهیدشد؟گمراه!
اری همین راه راست و درست وحقیقی,شمارا از هدف باز میدارد,مارا به جایی نمیرساند.
 در راه گم شدن از گم شدن بدتر است.
چرا؟چون شما راه را گردشگاه کرده اید.راه رفتن را,پارک مقدس,زار مقدس,باشگاه ماندن ساخته اید.
شیعه را نگاه کنید:
امام یعنی کسی که او را راه میبرد و راه مینماید. شده است برای او یک ذات مقدش غیبی یک شخصیت فوق انسانی,که فقط باید اورا ستود وپرستید وعشق ورزید,و از او تعریف و تجلیل کرد و دگر هیچ!

مذهب و اصول و احکام و شخصیت های مذهب,هدف شده اند!
این است که کسی را به هدف نمیرساند!
اگر ایمان نباشد زندگی تکیه گاهش چه باشد؟
اگر میعادی نباشد رفتن چرا؟
اگر دیداری نباشد دیدن چه سود؟

تموم  اینا واسه اینه فقط دین و مذهب تو حرفمون نباشه بلکه اونو چراغ زندگی و اهدافمون کنیم. به امید اون روز که همه باهم هرچیزیو تو راهش توجاش عملی کنیم و بهترین نتیجه رو بگیریم.

 




طبقه بندی: فرهنگی،  اجتماعی،  مطالب برتر، 
برچسب ها: راه، بی راه، هدف، مذهب، دین، اعتقاد،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 1 فروردین 1390 به قلم سارا رحمانی

سال
        1390خورشیدی
                          2570شاهنشاهی
                                                 3749زرتشتی
  
                                                                  7033میترایی

                برشما ایرانیان عزیز مبارک 

 

زندگی چیست؟ نان,آزادی,فرهنگ,ایمان,دوست داشتن!

به امید اینکه امسال زندگی داشته باشیم!!!

 

 

به امید انکه امسال جایی حق کشی,زور و ظلم را نبینیم

به امید انکه امسال کسی دغدغه دائم برای سیری اش,لباسش....نداشته باشد

به امید انکه امسال کسی فکر شب های سر زمستانش تنش را نلرزاند
 
به امید انکه امسال بیاموزیم باید نظر دیگران را چه خوب و چه بد بشنویم و به نظر هم احترام بگذاریم

به امید انکه امسال بتهای زندگیمان را با تبر درایت و اگاهی بشکنیم

به امید انکه امسال بدور از تعصب کور,کینه,جهل,فساد کنار هم باشیم

به امید انکه امسال کسی از بالا به پایین نگاه نکند همه رودر روهم برابر باهم به هم نگاه کنند

 

به امید انکه امسال .... به نظرتون دیگه چی؟




طبقه بندی: مطالب برتر،  جهت اطلاع،  فرهنگی،  اجتماعی،  جملات قصار، 
برچسب ها: نوروز،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 اسفند 1389 به قلم سعید

Human being are members of a whole
In creation of one essence and soul

If one member is afflicted with pain
Other members uneasy will remain


If you've no sympathy for human pain
The name of human you cannot retain

 

 

 

 

 

 

 

PRAY FOR JAPAN FROM IRANIAN PEOPLE

 




طبقه بندی: جملات قصار،  عکس،  اجتماعی، 
برچسب ها: PRAY FOR JAPAN، برای ژاپن دعا کنید، زلزله ژاپن، ایران و ژاپن، iran & japan،
نوشته شده در تاریخ جمعه 20 اسفند 1389 به قلم سعید

 

 

دیکتاتور در واژه به معنی "کسی که دیکته می‌کند" است. دیکتاتور و نظام دیکتاتوری ریشه های چند هزار ساله داشته و اکنون نیز امسالشان به چشم می خورد. دیکتاتوریهای معاصر اغلب یا بعنوان رهبر یک حزب یا به کمک پیروان خود از طریق شورش یا کودتا حکومت را بدست می‌گیرند و یا از طریق قانون اساسی بر سر کار می‌آیند و بتدریج حکومت دیکتاتوری بوجود می‌آورند. دیکتاتورها نوعاً به اتکاء یک حزب رسمی و کمک پلیس مخفی و تبلیغات شدید بحکومت ادامه می‌دهند.

 

تاریخ ثابت کرده هیچ دیکتاتور و نظام دیکتاتوری در جهان عاقبت خوبی ندارد  و دیکتاتور توسط ملتی که سالها طعم ظلم را چشیده است، سرنگون خواهد شد. نظام دیکتاتوری نیز با حمایت مردم تبدیل به نظام دموکراسی می شود. نظامی که ملت آزادانه سرنوشت خویش را بدست دارند و ظلمی نمی بینند. البته گاها اتفاق می افتد که پس از سقوط یک دیکتاتور، دیکتاتوری دیگر با شعار های جدید بر مسند می نشیند و با شیوه ای جدید دیکتاتوری میکند.

 

دیکتاتورها معمولا در اثر بیداری ملت ها سقوط می کنند. بیداری ملت ها نیز در اکثر موارد به صورت زنجیری انجام میگیرد. این را حوادث 2 ماه اخیر مهر تایید می زند. سقوط یکی پس از دیگری دیکتاتورهای خاورمیانه و شمال آفریقا. دامنه اعتراضات بیشتر و بیشتر شده و در نهایت دیکتاتور سرنگون خواهد شد. ابتدا تونس. سپس مصر و یمن و اردن و در نهایت لیبی و الجزایر و عربستان و بحرین و ... . و بی شک این زنجیره تا سرنگونی تمام دیکتاتورها ادامه خواهد داشت.

 

دیکتاتور ها معمولا موقع در خطر دیدن جایگاه سروریشان، ابتدا در جهت راضی کردن مردم بر می آیند و بازار وعده و وعید گرم میشود. با ادامه تظاهرات اعتراضی دیکتاتور عزل و نصب هایی را در حکومت انجام می دهد و گناه یک عمر دیکتاتوریش را به گردن آنان می نهد. و در نهایت و با ادامه تنش ها دیکتاتور به سیم آخر میزند و کشت و کشتار راه می اندازد و این میتواند تا به وقوع پیوستن جنگ داخلی ادامه دار باشد. این کارها شاید دیکتاتور را چند ماهی در قدرت باقی نگه دارد ولی در نهایت این دیکتاتور است که سرنگون خواهد شد و ملتی که راه حق را پیش گرفته اند موفق اند.

 

دیکتاتور ها معمولا یه شبه میلیون ها معترض پیدا می کنند. معمولا دیکتاتور ها مخالفان خود را دیکتاتور می خوانند و دیکتاتور بودن خود را به رویشان نمی آورند. دیکتاتور ها  معمولا با زبان بی زبانی به دیکتاتور بودن خود می بالند و دیکتاتوری را فریاد می زنند. دیکتاتور ها معمولا خوب و رسا حرف می زنند که بگویند دیکتاتور نیستند در حالی می خواهند بگویند دیکتاتور اند. 

 

یک سوال: چرا اکثر دیکتاتورهای معاصر (که تصویر چند تن از آنها را در بالا می بینید) در کشور های اسلامی دیکتاتوری می کنند؟ چرا بیشتر  مسلمانان مظلوم ظلم دیکتاتور اند؟




طبقه بندی: مطالب برتر،  سیاسی، 
برچسب ها: دیکتاتور، ما تشنگاه قدرتیم، سقوط دیکتاتوری، نظام های دیکتاتور،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 16 اسفند 1389 به قلم حامد بقالی

میدونید چرا لباس فارغ التحصیلی توی کل جهان این شکلیه ؟!


یك نمونه دیگر از ارزشهای ایرانی كه خود ما آنرا نمی شناسیم ردای فارغ التحصیلی است. لابد تا به حال شما هم دیده اید وقتی یك دانشجو در دانشگاههای خارج از کشور می خواهد مدرك دكترای خود را بگیرد، یك لباس بلند مشكی به تن او می كنند و یك كلاه چهارگوش كه از یك گوشه آن یك منگوله آویزان است بر سر او می گذارند و بعد او لوح فارغ التحصیلی را می خواند.

ادامه...!؟




ادامه مطلب
طبقه بندی: دانشجویی،  فرهنگی،  جهت اطلاع، 
برچسب ها: لباس فارغ التحصیلی،
(تعداد کل صفحات:11)      [1]   [2]   [3]   [4]   [5]   [6]   [7]   [...]  

SPRINCO


http://io.gamgos.net/activation/WL1QJFSD2KCFurhbT5Sc8XmbimCR8PiBbKgjkcwAAmyQlgHB8ujh3Q-c-c
موضوعات
آخرین مطالب
آرشیو مطالب
نویسندگان
پیوند ها
ابر برچسب ها
دوستان ما
آمار سایت
بازدیدهای امروز : بار
بازدیدهای دیروز : بار
كل بازدیدها : بار
تعداد نویسندگان : نفر
كل مطالب : عدد
مطالب ما
GPS
قالب وبلاگ